حاج قربان خراسانی دوتار زن معروف آن دیار درگذشت. از زمانی که وزارت ارشاد بودم خیلی میدیدمش و بارها با او هم صحبت شده بودم. موسیقیهای محلی در ایران واقعاً غریب هستند. هنرجویان یا موسیقیهای جهانی را میخوانند و مینوازند و یا موسیقیهای معمول ایرانی را؛ موسیقیهای بومی کمتر مورد توجه قرار میگیرد. حاجی یکی از آنان بود که عمر خود را صرف موسیقی بومی بخشی منطقهی قوچان کرد. اولین بار در دوران وزارت آقای خاتمی، در سال ۶۹، در کنسرتی که در تأتر شهر برگزار شده بود، بهصورت علنی نواخت. آنقدر آن موسیقی ایجاد شور و شوق کرد که استاد شجریان روی صحنه رفت و حاجی را بوسید. دوست خوبم آقای خوشرو که معاون هنری وزارت ارشاد آن روزها بود برایم نقل میکرد که یک بار حاج قربان خصوصی به من گفته بود که نمیدانم چرا این سازم گاهی با من واقعاً قهر میکند؛ چند روز نازش را میکشم؛ وقتی آشتی میکند آن قدر میزنم که خودم هم نمیفهمم چهقدر ساز زدهام. حاجی در فستیوال اوینیون فرانسه هم به همت ارشاد آن روز شرکت کرد. معروف بود دو هزار خبرنگار آن را پوشش میدهند. وقتی حاج قربان زد، آن قدر جاذب بود که عکسش را پشت جلد لیبراسیون چاپ کردند. خدا رحمت کند کیومرث صابری (گل آقا) را؛ نقل میکرد با خوشرو همراه حاجی بودند؛ آن قدر مردم ازدحام کردند که از حاجی امضا بگیرند که نتوانستیم به موقع به فرودگاه برسیم و با پرواز بعدی به ایران آمدیم. حالا که او رفته است؛ تلاش و تلنگری برای احیای موسیقیهای محلی باید انجام داد؛ به خصوص کسانی که فرزندان مناطق صاحب موسیقی بومی هستند، در این مورد وظیفهی بیشتری دارند. خدا رحمتش کند

تار نواز بال درآورد
ياداشت مينو صابري
فرانسویها بهتر از ایرانیها من را می شناسند
و بالاترين
با سپاس از گاهنامه
جشن سده(خبر از نشریه امرداد)
سرویس زرتشتیان-از سوی انجمن زمان و مکان جشن سده امسال اعلام شد
خبرنگار امرداد-واپسین شماره هفتهنامه امرداد به یکی از بزرگترین جشنهای ایرانی اختصاص یافت.
جشن سده ،جشن پیدایش آتش، عنوان نوشتار نخست این شماره از امرداد است که به قلم میترا دهموبد روزنامهنگار زرتشتی نوشته شده است.
دهموبد در نوشتار خود گرمای آتش را گرمای مهر میخواند و مینویسد:« از ورای این زبانهها، امید است که دوباره جان میگیرد و مهر است که در دلها فروزان میشود».
وی در بخش دیگری از نوشتار آهنگین خود به سرآغاز پیدایش آتش اشاره میکند و با بیان شعر فردوسی در خصوص کشف آتش، آرمان کنونی زرتشتیان را از برپایی آن جشن یادآور میشود و مینویسد:« آتش جشن سده در این هنگامه برافروخته میشود، برافروخته میشود تا فراموش نکنیم که وارثان نور و روشنایی هستیم، تا به یاد داشته باشیم که آتشی که نمیرد در دل ماست. تا به یاد آوریم هوشنگشاه و دیگرانی را که در گذر این هزارهها تنها با همازوری توانستند، آتش این آفریده نیک اهورایی را پاسداری کنند و برپا دارند.
دهموبد در ادامه به شیوه برپایی این جشن در بین زرتشتیان ایران اشاره میکند و مینویسد:« آتش جشن سده باز هم چون دیگر سالها، دهم بهمنماه برابر با روز مهرایزد و بهمنماه در هنگامهای که تنها 50 روز دیگر به نوروز برجایاست، برافروخته میشود، برافروختنی همراه با آوای اوستا، نوای دف، بوی عود و کندر، هلهله و فریادهای شادمانی و دستهای به هم گرهشدهای که یادآور همازوری هستند...».
متن کامل نوشتار میترا دهموبد را به همراه نوشتارهایی از نوشیروان کیهانیزاده و فرید شولیزاده در خصوص جشن سده را در شماره 177 امرداد بخوانید.
واپسین شماره امرداد هماکنون بر روی پیشخوان روزنامهفروشیها است

ادامه مطلب
+ نگاشته شد در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 10:42 بعد از ظهر به قلم خودم
|
+ نگاشته شد در دوشنبه هشتم بهمن 1386 ساعت 2:32 قبل از ظهر به قلم خودم
|
+ نگاشته شد در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 3:34 قبل از ظهر به قلم خودم
|
مدتهاست دنبال یه قالبی می گردم که به سفر بخوره و من هم بپسندم گیرم نمیاد.
+ نگاشته شد در سه شنبه دوم بهمن 1386 ساعت 5:44 بعد از ظهر به قلم خودم
|