تبليغاتX
پرديس موعود

پرديس موعود

بخوان...بخوان به نام خداوندگار صلح و سفر

+ نگاشته شد در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 ساعت  7:3 بعد از ظهر به قلم خودم | 

سلام

تلاش برای اپلود عکسهای نسیم و جعفر بی فایده بود. فکر کنم عکس ها سنگین هستند. در هر صورت در اولین فرصت عکس ها را می گذارم.
+ نگاشته شد در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 ساعت  2:19 بعد از ظهر به قلم خودم | 

سلام.........خلاصه خبرها

سلام

 

شرمنده همه دوستانم هستم كه اين مدت كه بزرگترين اتفاقات افتاد من نتونستم بيام و مطلب بنويسم.

حالا خلاصه هر آنچه رو كه اتفاق افتاده براتون مينويسم:

۱-حسين و سعيد كه رفتن به سمت سد سيوند اعتراض خودشون و مردمي رو كه در راه ديده بودن نسبت به آبگيري سد سيوند اعلام كردن.  سعيد دستگير ميشه و حسين.......بگذريم الان حوصله دعوا با حسين رو ندارم كه چرا سعيد رو تنها گذاشتي و .......

۲-يكي از بهترين دوستام همسرش رو از دست داد.براي ليلا و پسرهاي كوچولوش آرزوي صبر ميكنم و براي امير عزيز هم آرزوي جايي زيبا در بهشت خداوند. نميدونم  اوني كه به امير زد و فرار كرد حالا كجاست. اما اميدوارم كه زودتر پيداش كنن و فقط يه جواب بده... چرا ؟؟؟؟...................

۳ـوبلاگ پرديس موعود يكساله شد. گويا فقط سعيد آقا حواسش به اين موضوع بود.

۴-سد سيوند آبگيري شد و براي چندمين بار ناداني مسولان كشورمان را به رخمان كشيد.

Image

۵ـ   آقاي جعفر ادريسي و همسرشون خانم نسيم يوسفي سفر به دور دنيا شون رو آغاز مي كنن. اول فوت پدر بزرگ آقاي ادريسي رو تسليت ميگم. دوم اين كه نشد از سمت آسيا شروع كنن خيلي بهتر شد . چون اون راه اصلا مناسب نبود. سوم نميدو نم چرا هر وقت دوستان من يك جايي هستند من نمي تونم اونجا باشم. اي كاش ميشد يكشنبه من هم اونجا باشم.

+ نگاشته شد در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت  4:9 قبل از ظهر به قلم خودم |